klickern

Aussprache: /ˈklɪkɐn/
Wortzerlegung: kli·ckern
فعل

صدای کلیک دادن، بازی کردن با تیله

Beispiele

  • Was ''klickert'' da in deiner Jackentasche?چه چیزی در جیب لباست صدای کلیک می‌دهد؟
  • Sobald der Hund die Pfote anhebt, musst du ''klickern''.به محض اینکه سگ پایش را بلند کرد، باید کلیک کنی.
  • Ja, es ''klickert'' bei mir im Oberstübchen! Das Wort habe ich schon mal irgendwo gehört.بله، در ذهنم چیزی کلیک می‌کند! قبلاً جایی این کلمه را شنیده‌ام.
  • Wollen wir eine Runde ''klickern''?می‌خواهیم یک دور تیله بازی کنیم؟

Bedeutungen

1 intransitiv

صدای کلیک یا تق‌تق کردن (مانند صفحه کلید، تیله‌ها)

  • Die Tastatur klickert leise, wenn ich tippe.وقتی تایپ می‌کنم، صفحه کلید آرام کلیک می‌کند.
  • Die Murmeln klickerten im Beutel.تیله‌ها در کیسه تق‌تق می‌کردند.
2 intransitiv

تیله‌بازی کردن

  • Die Kinder klickerten auf dem Schulhof.بچه‌ها در حیاط مدرسه تیله‌بازی می‌کردند.
  • Früher haben wir oft geklickert.قبلاً ما اغلب تیله‌بازی می‌کردیم.