فعل
صدای کلیک دادن، بازی کردن با تیله
معانی و تعاریف klickern:
- صدای کلیک یا تقتق کردن (مانند صفحه کلید، تیلهها)
- تیلهبازی کردن
جملات نمونه برای klickern:
Was ''klickert'' da in deiner Jackentasche?
«چه چیزی در جیب لباست صدای کلیک میدهد؟»
Sobald der Hund die Pfote anhebt, musst du ''klickern''.
«به محض اینکه سگ پایش را بلند کرد، باید کلیک کنی.»
Ja, es ''klickert'' bei mir im Oberstübchen! Das Wort habe ich schon mal irgendwo gehört.
«بله، در ذهنم چیزی کلیک میکند! قبلاً جایی این کلمه را شنیدهام.»