klierten
پاک کردند، شفاف کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
مفاهیم، ایدهها یا موضوعات پیچیده را به گونهای روشن و قابل فهم بیان کردن که ابهامات برطرف شود.
- Der Professor bemühte sich, die komplexen Theorien der Quantenphysik für seine Studenten zu klieren.پروفسور تلاش کرد تا نظریههای پیچیده فیزیک کوانتوم را برای دانشجویانش روشن کند.
- Es bedarf einer detaillierten Analyse, um die Ursachen dieses Phänomens zu klieren.برای روشن کردن علل این پدیده، نیاز به تحلیل دقیقی است.