klimafreundlich
سازگار با اقلیم، دوستدار آب و هوا
Bedeutungen
1
چیزی که تأثیر منفی کمی بر آب و هوا و محیط زیست دارد یا به حفظ آن کمک میکند؛ باعث انتشار گازهای گلخانهای کمتری میشود.
- Immer mehr Menschen suchen nach klimafreundlichen Produkten.افراد بیشتری به دنبال محصولات سازگار با اقلیم هستند.
- Die Regierung fördert den Ausbau von klimafreundlichen Verkehrsmitteln.دولت توسعه وسایل حمل و نقل دوستدار آب و هوا را ترویج میکند.
- Wir müssen unseren Lebensstil klimafreundlicher gestalten.ما باید سبک زندگی خود را سازگارتر با اقلیم کنیم.