klimaschädlich

Aussprache: /ˈkliːmaˌʃɛːtlɪç/
Worttrennung: kli·ma·schäd·lich
صفت

مضر برای اقلیم، مخرب آب و هوا

Bedeutungen

1

چیزی که تأثیر منفی قابل توجهی بر آب و هوا و محیط زیست دارد؛ باعث انتشار زیاد گازهای گلخانه‌ای می‌شود.

  • Die Verbrennung fossiler Brennstoffe ist sehr klimaschädlich.سوختن سوخت‌های فسیلی برای آب و هوا بسیار مضر است.
  • Flugreisen sind oft klimaschädlicher als Zugfahrten.سفرهای هوایی اغلب مخرب‌تر از سفرهای ریلی برای آب و هوا هستند.
  • Die Produktion von Fleisch hat eine klimaschädliche Wirkung.تولید گوشت تأثیر مخربی بر آب و هوا دارد.