emporklimmen

Aussprache: /ɛmˈpɔɐ̯ˌklɪmən/
Worttrennung: em·porklim·men
فعل

بالا رفتن, صعود کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سمت بالا حرکت کردن، صعود کردن، بالا رفتن (اغلب با تلاش زیاد، مانند کوهنوردی یا بالا رفتن از نردبان).

  • Die Bergsteiger klimmten langsam den steilen Hang empor.کوهنوردان به آرامی از شیب تند بالا رفتند.
  • Er kletterte die Leiter empor, um das Dach zu erreichen.او از نردبان بالا رفت تا به سقف برسد.