klimpern

Aussprache: /ˈklɪmpɐn/
Wortzerlegung: klim·pern
فعل

بد نواختن، با بی‌حوصلگی یا نابلدی نواختن، صدا دادن (مثل فلزات)

Beispiele

  • Er ''klimpert'' auf dem Klavier.او روی پیانو بد می‌نوازد (با کلیدها بازی می‌کند).
  • Am Steuerhaus ''klimperte'' jemand auf einer alten Laute.کسی در اتاق فرمان روی یک چنگ قدیمی می‌نواخت.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

صدای خفیف و فلزی تولید کردن، مانند صدای سکه‌ها یا کلیدها

  • Die Münzen klimperten in seiner Hosentasche.سکه‌ها در جیب شلوارش تق تق می‌کردند.
  • Sie hörte das Klimpern der Schlüssel, als er die Tür öffnete.او صدای دینگ دینگ کلیدها را وقتی که او در را باز کرد، شنید.
2 (intransitiv)

به صورت غیرحرفه‌ای و نامنظم پیانو یا سازهای مشابه را نواختن

  • Er klimperte ein bisschen auf dem Klavier herum.او کمی با پیانو ور رفت/پیانو زد.
  • Sie saß am Flügel und klimperte eine einfache Melodie.او پشت پیانو نشسته بود و ملودی ساده‌ای را می‌نواخت.