anklingeln
تلفن زدن، تماس گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden anklingeln)
به کسی زنگ زدن یا بوق زدن کوتاه (معمولاً برای اطلاع دادن یا درخواست تماس مجدد)
- Ich werde dich später anklingeln, um die Details zu besprechen.بعداً به تو تلفن میزنم تا جزئیات را بررسی کنیم.
- Könnten Sie mich kurz anklingeln, wenn Sie da sind?وقتی رسیدید میتوانید یک لحظه به من زنگ بزنید؟