anklingen
به گوش رسیدن، تداعی شدن، یادآور شدن
Beispiele
- Klingt'' da etwas Wehmut ''an'', meine Liebe?آیا اندکی اندوه در آن به گوش میرسد، عزیزم؟
- Und ein Gedicht Georges war es, das Clotilde Schlager mithörte beim lauten Lesen von Dowsons Gedicht, präziser: die zitierte Strophe ''klang'' an ein Gedicht Georges ''an''.و شعری از گئورگ بود که کلوتیلد شلاگر هنگام خواندن بلند شعر داوسون شنید، دقیقتر بگوییم: بند نقل شده شعری از گئورگ را تداعی میکرد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
صدایی که به گوش میرسد، طنینانداز شدن، منعکس شدن صدا (اغلب به آرامی یا از دور)
- Die Melodie klang leise in der Ferne an.ملودی به آرامی از دور به گوش میرسید.
- Ein alter Volkslied klang in der Stille an.یک آهنگ محلی قدیمی در سکوت طنینانداز شد.
2
(etwas)
به طور ضمنی اشاره شدن، مطرح شدن، حاکی بودن از چیزی (یک ایده، یک احساس، یک موضوع)
- In seiner Rede ließ er anklingen, dass es Veränderungen geben würde.او در سخنرانی خود اشاره کرد که تغییراتی در راه خواهد بود.
- Die Kritik an der Regierung klang in den Medien immer wieder an.انتقاد از دولت بارها در رسانهها مطرح شد.