فعل
دستگیره را چرخاندن، صدا دادن (دستگیره در)
معانی و تعاریف klinken:
- (در مورد در یا قفل) با صدای کلیک بسته شدن یا چفت شدن.
- قفل چیزی را باز کردن (کمتر رایج).
جملات نمونه برای klinken:
Es ''klinkt'' jemand an der Türe.
کسی پشت در صدا میدهد (دستگیره را میچرخاند).
Die Tür klinkte leise ins Schloss.
در به آرامی قفل شد.
Das Schloss klinkt nicht mehr richtig.
قفل دیگر به درستی چفت نمیشود.