klinkern

Aussprache: /ˈklɪŋkɐn/
Wortzerlegung: klin·kern
فعل

آجرکاری کردن، پوشاندن با آجر

Beispiele

  • Wir haben das Haupthaus rot ''klinkern'' lassen.ما خانه اصلی را قرمز آجرکاری کردیم.
  • Die Wikinger ''klinkerten'' ihre Schiffe.وایکینگ‌ها کشتی‌های خود را با تخته‌های چوبی می‌ساختند (کلمه 'klinkern' در اینجا به معنی ساختار چوبی کشتی است).
  • Einige Tone ''klinkern'' gut, sie werden vor dem eigentlichen Schmelzen dichter.برخی از خاک رس‌ها خوب آجر می‌شوند (یا شکل می‌گیرند)، قبل از ذوب شدن واقعی متراکم‌تر می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ساختن یا پوشاندن چیزی با آجر کلینکر (نوعی آجر مقاوم).

  • Sie haben das Haus mit roten Klinkern geklinkert.آنها خانه را با آجرهای کلینکر قرمز آجرکاری کردند.
  • Der Maurer klinkert die Fassade des Neubaus.بناکار نمای ساختمان جدید را با آجر کلینکر می‌پوشاند.