فعل
آجرکاری کردن، پوشاندن با آجر
معانی و تعاریف klinkern:
- ساختن یا پوشاندن چیزی با آجر کلینکر (نوعی آجر مقاوم).
جملات نمونه برای klinkern:
Wir haben das Haupthaus rot ''klinkern'' lassen.
«ما خانه اصلی را قرمز آجرکاری کردیم.»
Die Wikinger ''klinkerten'' ihre Schiffe.
«وایکینگها کشتیهای خود را با تختههای چوبی میساختند (کلمه 'klinkern' در اینجا به معنی ساختار چوبی کشتی است).»
Einige Tone ''klinkern'' gut, sie werden vor dem eigentlichen Schmelzen dichter.
«برخی از خاک رسها خوب آجر میشوند (یا شکل میگیرند)، قبل از ذوب شدن واقعی متراکمتر میشوند.»