klinkerten
جرنگ جرنگ کردند، صدا دادند
Bedeutungen
1
Akkusativ
در گذشته، ضربه زدن مکرر و غالباً با صدایی خاص (مانند صدای دستگیره در یا چکش) به چیزی.
- Er klinkerete ungeduldig mit den Fingern auf den Tisch.او بیصبرانه با انگشتانش روی میز ضربه میزد.
- Die Kinder klinkerten mit ihren Spielzeugautos gegen die Wand.بچهها با ماشینهای اسباببازی خود به دیوار ضربه میزدند.