klippenreich
صخرهای، پر از صخره، پرخطر (مجازی)
Bedeutungen
1
مکانی که دارای صخرههای زیاد و نزدیک به هم است، به خصوص در دریا یا ساحل.
- Die Küste ist klippenreich und für Schiffe gefährlich.ساحل صخرهای است و برای کشتیها خطرناک است.
- Sie segelten durch ein klippenreiches Gebiet.آنها از منطقهای پر از صخره عبور کردند.
- Der Wanderweg führte entlang einer klippenreichen Klippe.مسیر پیادهروی در امتداد یک صخره پر از صخره کشیده شده بود.
2
پر از مشکلات، موانع یا خطرات پنهان (به صورت مجازی).
- Die Verhandlungen waren klippenreich.مذاکرات پر از مشکل بود.
- Seine Karriere war oft klippenreich.شغل او اغلب پر از موانع بود.
- Das Projekt erwies sich als klippenreich.این پروژه پر از چالش بود.