klippenreich

Aussprache: /ˈklɪpn̩ˌraɪ̯ç/
Worttrennung: klip·pen·reich
صفت

صخره‌ای، پر از صخره، پرخطر (مجازی)

Bedeutungen

1

مکانی که دارای صخره‌های زیاد و نزدیک به هم است، به خصوص در دریا یا ساحل.

  • Die Küste ist klippenreich und für Schiffe gefährlich.ساحل صخره‌ای است و برای کشتی‌ها خطرناک است.
  • Sie segelten durch ein klippenreiches Gebiet.آنها از منطقه‌ای پر از صخره عبور کردند.
  • Der Wanderweg führte entlang einer klippenreichen Klippe.مسیر پیاده‌روی در امتداد یک صخره پر از صخره کشیده شده بود.
2

پر از مشکلات، موانع یا خطرات پنهان (به صورت مجازی).

  • Die Verhandlungen waren klippenreich.مذاکرات پر از مشکل بود.
  • Seine Karriere war oft klippenreich.شغل او اغلب پر از موانع بود.
  • Das Projekt erwies sich als klippenreich.این پروژه پر از چالش بود.