فعل
زدن (با کف دست)، چسبیدن، خیس بودن و به هم چسبیدن
معانی و تعاریف klitschen:
- به صورت غیرقانونی چیزی را جعل کردن یا تقلبی ساختن (معمولاً اسناد، بلیطها و غیره)
جملات نمونه برای klitschen:
Mamma! Er hat mich ''geklitscht''!
مامان! او مرا زد!
Vorsicht! Oder ich ''klitsch'' dir gleich eine!
مراقب باش! وگرنه الان یک سیلی به تو میزنم!
Der Schnee ''klitscht''.
برف چسبناک است.