klitschig Aussprache:/ˈklɪt͡ʃɪç/Wortzerlegung:klit·schig صفت خمیر، نپخته (در مورد نان و شیرینی که خوب پخته نشده و خمیری مانده) جملات نمونه برای klitschig:Von mir aus kann der Kuchen ruhig ''klitschig'' sein, besser als zu trocken.از نظر من کیک میتواند خمیر باشد، بهتر از اینکه خیلی خشک باشد.