ranklotzen

Aussprache: /ˈranˌklɔtsn̩/
Worttrennung: ran·klot·zen
فعل

با جدیت کار کردن، تلاش کردن، مشغول شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با تلاش زیاد، جدیت فراوان و پشتکار کار کردن؛ به شدت مشغول کاری شدن (عامیانه).

  • Wenn du die Prüfung bestehen willst, musst du jetzt ranklotzen.اگر می‌خواهی در امتحان قبول شوی، باید الان با جدیت کار کنی.
  • Er hat das ganze Wochenende rangklotzt, um das Projekt fertigzustellen.او تمام آخر هفته را با جدیت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.