ranklotzen
با جدیت کار کردن، تلاش کردن، مشغول شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با تلاش زیاد، جدیت فراوان و پشتکار کار کردن؛ به شدت مشغول کاری شدن (عامیانه).
- Wenn du die Prüfung bestehen willst, musst du jetzt ranklotzen.اگر میخواهی در امتحان قبول شوی، باید الان با جدیت کار کنی.
- Er hat das ganze Wochenende rangklotzt, um das Projekt fertigzustellen.او تمام آخر هفته را با جدیت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.