klugscheißerisch

Aussprache: /ˌkluːkʃaɪ̯səʁɪʃ/
Worttrennung: klug·schei·ße·risch
صفت

خوددانا، فضول، کسی که فکر می‌کند همه چیز را می‌داند و دیگران را نصیحت می‌کند

Bedeutungen

1

رفتاری که در آن فرد به طور آزاردهنده‌ای سعی می‌کند نشان دهد که از دیگران بیشتر می‌داند و اغلب بدون درخواست دیگران به آنها توصیه یا انتقاد می‌کند.

  • Hör auf, so klugscheißerisch zu sein!بس کن اینقدر خوددانا رفتار کردن را!
  • Seine klugscheißerische Art macht ihn bei vielen unbeliebt.روش خوددانه‌اش او را نزد بسیاری نامحبوب کرده است.
  • Ich mag keine klugscheißerischen Kommentare.من از نظرات فضولانه خوشم نمی‌آید.