knäuelartig
کلافمانند، گرهخورده
Bedeutungen
1
شبیه به کلاف یا گره؛ متشکل از رشتهها یا اجزای درهم پیچیده و فشرده.
- Die Wolle war zu einem knäuelartigen Ball verarbeitet.پشم به شکل یک توپ کلافمانند درآمده بود.
- Die Wurzeln der Pflanze bildeten ein dichtes, knäuelartiges Geflecht.ریشههای گیاه شبکهای متراکم و کلافمانند تشکیل داده بودند.
- Der Hund spielte mit einem knäuelartigen Spielzeug aus Seilen.سگ با یک اسباببازی کلافمانند از طنابها بازی میکرد.