knäuelartig

Aussprache: /ˈknɔʏ̯l ʔaʁ tɪç/
Worttrennung: knäuel·ar·tig
صفت

کلاف‌مانند، گره‌خورده

Bedeutungen

1

شبیه به کلاف یا گره؛ متشکل از رشته‌ها یا اجزای درهم پیچیده و فشرده.

  • Die Wolle war zu einem knäuelartigen Ball verarbeitet.پشم به شکل یک توپ کلاف‌مانند درآمده بود.
  • Die Wurzeln der Pflanze bildeten ein dichtes, knäuelartiges Geflecht.ریشه‌های گیاه شبکه‌ای متراکم و کلاف‌مانند تشکیل داده بودند.
  • Der Hund spielte mit einem knäuelartigen Spielzeug aus Seilen.سگ با یک اسباب‌بازی کلاف‌مانند از طناب‌ها بازی می‌کرد.