der Knöchel
قوزک پا، بند انگشت
Bedeutungen
1
قسمت برجسته استخوان در انتهای ساق پا، که مفصل مچ پا را تشکیل میدهد (قوزک پا).
- Sie trug elegante Schuhe, die ihren Knöchel betonten.او کفشهای شیکی پوشیده بود که قوزک پایش را برجسته میکرد.
- Beim Laufen verdrehte er sich den Knöchel und musste aufhören.هنگام دویدن، قوزک پایش پیچ خورد و مجبور شد متوقف شود.
- Ein geschwollener Knöchel kann ein Zeichen für eine Verletzung sein.قوزک متورم میتواند نشانهای از آسیب باشد.
2
بند یا مفصل انگشتان دست یا پا (بند انگشت).
- Die Fingerknöchel sind oft dicker als die anderen Teile des Fingers.بندهای انگشتان اغلب ضخیمتر از قسمتهای دیگر انگشت هستند.
- Er rieb sich die Knöchel, um sie aufzuwärmen.او بندهای انگشتانش را مالید تا گرم شوند.
- Die Knöchel seiner Hand waren durch die harte Arbeit rau geworden.بندهای انگشتان دستش از کار سخت زمخت شده بود.