knöchelhoch
تا قوزک پا
Bedeutungen
1
به ارتفاعی که تا قوزک پا میرسد، معمولاً در مورد لباس یا برف.
- Die Schneestiefel waren knöchelhoch und hielten die Füße warm.چکمههای برفی تا قوزک پا بودند و پاها را گرم نگه میداشتند.
- Er trug eine knöchelhohe Jeans, die gerade modern war.او شلوار جین تا قوزک پا پوشیده بود که مد روز بود.
- Das Wasser im Bach stand knöchelhoch, also konnten wir leicht hindurchwaten.آب در جویبار تا قوزک پا بود، بنابراین به راحتی میتوانستیم از آن عبور کنیم.