knöcheln

Aussprache: /ˈknœçl̩n/
Worttrennung: knö·cheln
فعل

تاس انداختن، مشت زدن، راه رفتن با بند انگشت

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با قاپ (استخوان‌های کوچک حیوانات) بازی کردن، که نوعی بازی قدیمی و مبتنی بر شانس بود.

  • Früher haben die Kinder oft mit Knöcheln gespielt, um die Zukunft vorherzusagen.در گذشته بچه‌ها اغلب با تاس‌های قاپ بازی می‌کردند تا آینده را پیش‌بینی کنند.
  • Das Spiel mit den Knöcheln war ein beliebter Zeitvertreib im Mittelalter.بازی با تاس‌های قاپ یکی از سرگرمی‌های محبوب در قرون وسطی بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با بند انگشتان راه رفتن یا حرکت کردن (کاربرد نادر).

  • Der Akrobat knöchelte über die Bühne, was das Publikum faszinierte.آکروبات با بند انگشتانش روی صحنه راه رفت که تماشاگران را مجذوب کرد.
  • Manche Affenarten knöcheln, um sich fortzubewegen.برخی از گونه‌های میمون برای جابجایی با بند انگشتانشان راه می‌روند.