knöcheln
تاس انداختن، مشت زدن، راه رفتن با بند انگشت
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با قاپ (استخوانهای کوچک حیوانات) بازی کردن، که نوعی بازی قدیمی و مبتنی بر شانس بود.
- Früher haben die Kinder oft mit Knöcheln gespielt, um die Zukunft vorherzusagen.در گذشته بچهها اغلب با تاسهای قاپ بازی میکردند تا آینده را پیشبینی کنند.
- Das Spiel mit den Knöcheln war ein beliebter Zeitvertreib im Mittelalter.بازی با تاسهای قاپ یکی از سرگرمیهای محبوب در قرون وسطی بود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با بند انگشتان راه رفتن یا حرکت کردن (کاربرد نادر).
- Der Akrobat knöchelte über die Bühne, was das Publikum faszinierte.آکروبات با بند انگشتانش روی صحنه راه رفت که تماشاگران را مجذوب کرد.
- Manche Affenarten knöcheln, um sich fortzubewegen.برخی از گونههای میمون برای جابجایی با بند انگشتانشان راه میروند.