knöpfen

Aussprache: /ˈknœpfn̩/
Worttrennung: knöp·fen
فعل

دکمه زدن، با دکمه بستن/باز کردن

Beispiele

  • Das Kleid wird hinten ''geknöpft.لباس از پشت دکمه می‌شود.
  • Die Kapuze wird an den Kragen ''geknöpft.کلاه به یقه دکمه می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دکمه‌های لباس را بستن یا باز کردن.

  • Sie knöpfte ihren Mantel zu.او کتش را دکمه زد.
  • Kannst du mir bitte den Rücken knöpfen?می‌توانی لطفا دکمه‌های پشت لباسم را ببندی؟
2 sich (Akkusativ)

دکمه‌های لباس خود را بستن یا باز کردن.

  • Er knöpfte sich die Jacke zu.او ژاکتش را دکمه زد.
  • Sie knöpfte sich langsam das Hemd auf.او آرام آرام دکمه‌های پیراهنش را باز کرد.