vorknöpfen
کسی را بازخواست کردن، به چیزی پرداختن (با جدیت)
Bedeutungen
1
jdn. (Akk.) vorknöpfen
کسی را کنار کشیدن و سرزنش کردن، مورد بازخواست قرار دادن، گوشمالی دادن (اصطلاحی).
- Der Lehrer wird sich die Schüler vornehmen, die geschwänzt haben.معلم دانشآموزانی را که غیبت کردهاند، بازخواست خواهد کرد.
- Ich muss meinen Sohn heute Abend vorknöpfen wegen seiner schlechten Noten.من امشب باید پسرم را به خاطر نمرات بدش سرزنش کنم.