knabberten
جویدند؛ گاز زدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (Nahrungsmittel)
خوردن یا جویدن چیزی به صورت آرام، پیوسته و با دندانهای جلو، اغلب به عنوان میانوعده یا توسط حیوانات کوچک.
- Die Kinder knabberten an den Keksen, während sie den Film sahen.بچهها در حالی که فیلم را تماشا میکردند، به خوردن بیسکویتها مشغول بودند.
- Das Eichhörnchen knabberte genüsslich an einer Nuss.سنجاب با لذت مشغول خوردن یک فندق بود.