knackig

Aussprache: /ˈknakɪç/
Wortzerlegung: knackig
صفت

تازه و ترد (غذا)، سفت و خوش‌اندام، کوتاه و جذاب (مطلب)

Beispiele

  • Der Salat ist richtig ''knackig.سالاد واقعاً ترد و تازه است.
  • Sie hat einen ''knackigen'' Hintern.او یک باسن سفت و خوش‌فرم دارد.
  • Das ist doch mal ein ''knackiges'' Motto!این که شد یک شعار جذاب و کوتاه!