abknallen
تیراندازی کردن (و کشتن)، از پا درآوردن (با گلوله)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abknallen)
کسی یا چیزی را با شلیک گلوله کشتن، از پا درآوردن (عامیانه و خشن).
- Der Räuber knallte den Wachmann ab.راهزن نگهبان را با شلیک گلوله از پا درآورد.
- Sie haben den Hund einfach abgeknallt.آنها به سادگی به سگ شلیک کردند و او را کشتند.