niederknallen

Aussprache: /ˈniːdɐˌknaln̩/
Worttrennung: nie·der·knal·len
فعل

با گلوله کشتن، پایین آوردن با شلیک

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت و با صدای بلند به زمین افتادن یا سقوط کردن (اغلب به دلیل ضربه یا شوک ناگهانی).

  • Der Betrunkene knallte nach dem Stolpern auf den Boden nieder.مرد مست پس از زمین خوردن، با صدای بلندی به زمین افتاد.
  • Die alte Vase fiel vom Tisch und knallte nieder.گلدان قدیمی از روی میز افتاد و با صدا به زمین خورد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas niederknallen)

کسی را با شلیک گلوله کشتن یا به زمین انداختن (معمولاً با خشونت و به صورت ناگهانی).

  • Der Räuber knallte den Wächter nieder und flüchtete.راهزن نگهبان را با شلیک گلوله از پا درآورد و فرار کرد.
  • Im Film knallte der Bösewicht den Helden nieder.در فیلم، شخصیت شرور قهرمان را با شلیک گلوله از پا درآورد.