knallgrün
سبز روشن، سبز فسفری
Beispiele
- Er trug ein ''knallgrünes'' Hemd und eine weite khakifarbene Hose, dazu braune Mokassins, die ihm jemand anders gekauft haben musste - sie wirkten viel zu lässig für einen Biochemiker.او یک پیراهن سبز روشن و شلواری گشاد به رنگ خاکی پوشیده بود، به همراه کفشهای راحتی قهوهای که حتماً کسی دیگر برایش خریده بود - آنها برای یک بیوشیمیست بیش از حد معمولی به نظر میرسیدند.