knapsten Aussprache:/ˈknapstn̩/Wortzerlegung:knaps·ten Konjugierte Form تکان دادند، تکان خوردند معانی و تعاریف knapsten:به دست آوردن چیزی (بهویژه پول، منابع یا زمان) با زحمت فراوان و در شرایطی که کمبود وجود دارد. جملات نمونه برای knapsten:Nach Jahren harter Arbeit knapsten sie endlich genug Geld für die Anzahlung eines Hauses zusammen.پس از سالها کار سخت، آنها سرانجام پول کافی برای پیش پرداخت خانه را به سختی به دست آوردند.In Zeiten der Rezession knapst man oft jeden Cent, um über die Runden zu kommen.در دوران رکود اقتصادی، اغلب هر سنت را با مشقت زیاد به دست میآورند تا زندگی را بگذرانند.