فعل
جیر جیر کردن، صدا دادن (مانند چوب خشک)
معانی و تعاریف knarren:
- جیرجیر کردن، صدای خشخش دادن (معمولا چوب، کف، یا اشیاء قدیمی که تحت فشار یا حرکت صدا میدهند)
جملات نمونه برای knarren:
„Als er einen Treppenabsatz erreichte, ertönte wieder dieses hässliche ''Knarren.''“
وقتی به پاگردی رسید، دوباره آن «جیر جیر» زشت شنیده شد.
Die alte Treppe knarrte unter seinen Schritten.
پله قدیمی زیر قدمهای او جیرجیر میکرد.
Das Bett knarrt bei jeder Bewegung.
تخت با هر حرکتی جیرجیر میکند.