knarren
جیر جیر کردن، صدا دادن (مانند چوب خشک)
Beispiele
- Als er einen Treppenabsatz erreichte, ertönte wieder dieses hässliche ''Knarren.وقتی به پاگردی رسید، دوباره آن «جیر جیر» زشت شنیده شد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
جیرجیر کردن، صدای خشخش دادن (معمولا چوب، کف، یا اشیاء قدیمی که تحت فشار یا حرکت صدا میدهند)
- Die alte Treppe knarrte unter seinen Schritten.پله قدیمی زیر قدمهای او جیرجیر میکرد.
- Das Bett knarrt bei jeder Bewegung.تخت با هر حرکتی جیرجیر میکند.