فعل
غر زدن، نالیدن (از نارضایتی)؛ صدای له شدن چیزی
معانی و تعاریف knatschen:
- صدای جیرجیر یا خشخش تولید کردن (مثلاً کفش، در قدیمی).
- (عام) غرغر کردن، شکایت کردن.
- (عام) بوسیدن (اغلب با صدای بلند یا شلخته).
جملات نمونه برای knatschen:
„Allerdings ''knatschte'' auch Debbie nicht. Sie behielt ihre Angst für sich.“
با این حال، دبی هم «غر نزد». او ترسش را برای خودش نگه داشت.
Die alten Schuhe knatschten bei jedem Schritt.
کفشهای قدیمی با هر قدم جیرجیر میکردند.
Die Tür knatschte, als er sie öffnete.
در هنگام باز شدن جیرجیر کرد.