Konjugierte Form
میجوییدند، تقلا میکردند
معانی و تعاریف knaupelten:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'knaupeln' به معنی جدا کردن با دقت و حوصله اجزاء ریز یا پوست چیزی.
جملات نمونه برای knaupelten:
Die Kinder knaupelten die Schalen von den Erdnüssen, bevor sie sie aßen.
بچهها قبل از خوردن، پوست بادام زمینیها را با دقت جدا کردند.
Die Handwerker knaupelten die alten Tapeten von den Wänden, um sie neu zu streichen.
صنعتگران کاغذ دیواریهای قدیمی را با دقت از دیوارها جدا کردند تا دوباره رنگ کنند.