der Knebel
دهانبند، پارچهای که در دهان کسی بگذارند تا نتواند فریاد بزند
Beispiele
- Die Geiseln versuchten, durch ihre ''Knebel'' zu sprechen, aber niemand konnte sie verstehen.گروگانها تلاش کردند از پشت دهانبندهای خود صحبت کنند، اما هیچکس نتوانست آنها را بفهمد.
- Der alte Mann zuckte zusammen, aber sein Flehen erstickte im ''Knebel''.پیرمرد از جا پرید، اما التماسش در دهانبند خفه شد.