kneippen

Aussprache: /ˈknaɪ̯pən/
Wortzerlegung: kneip·pen
فعل

کنایپ درمانی کردن (آب‌درمانی)

Beispiele

  • Stadtführerin Christine Schneider gibt Leserinnen und Lesern unserer Zeitung die genaue Anweisung, wie man richtig ''kneippt.راهنمای شهر کریستین اشنایدر به خوانندگان روزنامه ما دقیقاً آموزش می‌دهد که چگونه "کنایپ درمانی" را به درستی انجام دهند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

انجام دادن روش‌های درمانی بر اساس فلسفه سباستیان کنایپ، به ویژه آب‌درمانی (مانند راه رفتن در آب سرد)

  • Viele Menschen kneippen im Sommer im Bach, um sich zu erfrischen.بسیاری از مردم در تابستان در جویبار آب‌درمانی می‌کنند تا سرحال شوند.
  • Sie kneippt regelmäßig, um ihr Immunsystem zu stärken.او به طور منظم کنایپ‌درمانی می‌کند تا سیستم ایمنی خود را تقویت کند.