فعل
تعظیم کردن (با خم کردن زانو)
معانی و تعاریف knicksen:
- تعظیم کردن (با خم کردن زانو، مخصوصاً زنان)
جملات نمونه برای knicksen:
Alle Mädchen erhoben sich und ''knicksten'' zur Begrüßung.
همه دختران بلند شدند و برای خوشامدگویی تعظیم کردند.
„Sie ''knickste'' tief. Seine Majestät lächelte und half ihr auf.“
او عمیقاً تعظیم کرد. اعلیحضرت لبخند زد و به او کمک کرد تا بلند شود.
Das kleine Mädchen knickste vor der Königin.
دختر کوچک جلوی ملکه تعظیم کرد.