Konjugierte Form
خم شدند، تا کردند (شکل سوم شخص جمع گذشته فعل knicken)
معانی و تعاریف knicksten:
- یک شیء باریک و انعطافپذیر (مانند ساقه گیاه، سیم نازک) را به طور ناگهانی و با صدایی خفیف خم کردن یا شکستن.
- به صورت استعاری، اراده یا روحیه کسی را با ناامیدی یا شکست ضعیف کردن یا شکستن.
جملات نمونه برای knicksten:
Der junge Baum knickste unter der Last des Schnees, brach aber nicht.
درخت جوان زیر بار برف خم شد، اما نشکست.
Er knickste den Draht, um ihn in die gewünschte Form zu biegen.
او سیم را خم کرد تا آن را به شکل دلخواه درآورد.
Die ständigen Rückschläge knicksten seinen Enthusiasmus.
شکستهای مداوم شور و شوق او را تضعیف کرد.