knien Aussprache:/ˈkniːən/Wortzerlegung:kni·en فعل زانو زدن معانی و تعاریف knien:روی زانوها نشستن یا قرار گرفتن، معمولاً به نشانه احترام، دعا یا برای انجام کاری. جملات نمونه برای knien:Das Brautpaar ''kniete'' vor dem Pfarrer, der ihm den Segen spendete.عروس و داماد جلوی کشیش زانو زدند و او به آنها برکت داد.Er ''kniete'' sich auf den Boden.او روی زمین زانو زد.Er kniete vor dem Altar.او جلوی محراب زانو زده بود.