kniepig
خسیس، تنگنظر، مقتصد
Bedeutungen
1
به کسی گفته میشود که تمایلی به خرج کردن پول یا منابع خود ندارد؛ خسیس یا بسیار مقتصد.
- Er ist so kniepig, dass er selbst für eine Tasse Kaffee nicht bezahlen möchte.او آنقدر خسیس است که حتی نمیخواهد پول یک فنجان قهوه را بدهد.
- Sein kniepig Verhalten ärgerte seine Freunde, die eine großzügigere Geste erwartet hatten.رفتار خسیسانه او دوستانش را که انتظار سخاوتمندانهتری داشتند، آزار داد.
- Manche Leute sind kniepig, weil sie Angst haben, ihr Geld zu verlieren.برخی افراد خسیس هستند زیرا از دست دادن پولشان میترسند.
2
به معنای تنگنظر یا محدود در دیدگاه؛ کسی که تمایلی به پذیرش ایدهها یا دیدگاههای جدید ندارد.
- Seine kniepig Denkweise verhinderte, dass er neue Lösungsansätze in Betracht zog.طرز فکر تنگنظرانه او مانع از آن شد که راهحلهای جدیدی را در نظر بگیرد.
- Diese Organisation ist bekannt für ihre kniepig Politik gegenüber neuen Mitgliedern.این سازمان به خاطر سیاست تنگنظرانهاش در قبال اعضای جدید شهرت دارد.
- Es ist schwierig, mit jemandem zu diskutieren, der so kniepig ist und keine anderen Meinungen zulässt.بحث کردن با کسی که اینقدر تنگنظر است و اجازه نظر دیگری را نمیدهد، دشوار است.