knifften
مچاله کردند، چروک کردند
Bedeutungen
1
sich mit etwas (Dativ)
به طور استعاری و پیچیده به هم نزدیک شدن یا درگیر شدن، به خصوص در مورد مسائل یا موقعیتهای دشوار و بغرنج.
- Die beiden Juristen knifften sich mit den Feinheiten des Vertragsrechts.آن دو حقوقدان با ظرافتهای حقوق قراردادها درگیر شدند.
- Er kniffte sich in die komplexen Probleme der Quantenphysik.او خود را درگیر مسائل پیچیده فیزیک کوانتوم کرد.