zuknipsen
بستن (با دکمه فشاری یا گیره)، کلیک کردن و بستن
Beispiele
- Sie ''knipste'' das Portemonnaie sofort wieder ''zu''.او کیف پول را بلافاصله دوباره بست (با کلیک).
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با صدا یا محکم بستن (اغلب به صورت غیررسمی برای چشم یا کیف)
- Er knipste die Augen zu und schlief sofort ein.او چشمانش را بست و بلافاصله به خواب رفت.
- Kannst du bitte die Tasche zuknipsen, damit nichts herausfällt?میشه لطفا کیف رو محکم ببندی که چیزی ازش بیرون نریزه؟