فعل
عکس گرفتن (با دوربین معمولی یا آماتوری)، با انگشت صدا دادن، پانچ کردن (بلیط)
معانی و تعاریف knipsen:
- با دوربین عکاسی، عکس گرفتن.
- با یک حرکت سریع و معمولاً با ابزار کوچک، چیزی را قطع کردن یا جدا کردن.
جملات نمونه برای knipsen:
Roman ''knipste'' nur einmal mit den Fingern und der Hund legte sich nieder.
رومن فقط یک بار با انگشتانش صدا ایجاد کرد و سگ دراز کشید.
Während der Reise wird sie viele Bilder ''knipsen.''
او در طول سفر عکسهای زیادی خواهد گرفت.
''Hast'' Du Deine Fahrkarte schon ''geknipst?''
آیا بلیت خود را پانچ کردهای؟