فعل
خشخش کردن، ترقه ترقه کردن
معانی و تعاریف knistern:
- صدای خشخش یا ترقترق تولید کردن (مثل آتش، برگ، کاغذ)
- صدای جلز و ولز کردن (مثل روغن داغ یا غذای در حال سرخ شدن)
جملات نمونه برای knistern:
Während draußen der Schnee fiel, ''knisterte'' das Feuer im Kamin.
در حالی که بیرون برف میبارید، آتش در شومینه خشخش میکرد.
Das Feuer knistert gemütlich im Kamin.
آتش به آرامی در شومینه خشخش میکند.
Die Blätter knistern unter den Füßen.
برگها زیر پا خشخش میکنند.