knobeln

Aussprache: /ˈknoːbl̩n/
Wortzerlegung: kno·beln
فعل

فکر کردن زیاد، حل کردن معما، تاس بازی کردن

Beispiele

  • Hast du schon die Lösung? Nein, ich ''knoble'' noch daran.راه حلی پیدا کردی؟ نه، هنوز دارم بهش فکر می‌کنم.
  • Die beiden ''knobelten'' über den kostengünstigsten Weg.آن دو نفر در مورد مقرون به صرفه‌ترین راه با هم فکر می‌کردند.
  • Wollen wir eine Runde ''Knobeln?'' Nein, ich ''knobel'' nicht so gerne, lieber Mau-Mau.یک دست تاس بازی کنیم؟ نه، من زیاد اهل تاس بازی نیستم، ترجیح می‌دهم ماو-ماو بازی کنم.
  • Jetzt ''knobeln'' wir um den Abwasch.حالا برای شستن ظرف‌ها تاس بازی می‌کنیم.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

معما حل کردن، فکر کردن برای یافتن راه‌حل، مغز خود را به کار انداختن

  • Wir haben lange an der Aufgabe geknobelt, bis wir die Lösung fanden.ما مدت زیادی روی مسئله فکر کردیم تا راه‌حل را پیدا کردیم.
  • Er knobelt gerne an Kreuzworträtseln.او دوست دارد روی جدول کلمات متقاطع فکر کند.
2 (intransitiv)

بازی کردن با تاس (یک بازی خاص آلمانی به نام Knobeln)

  • Am Abend saßen wir zusammen und knobelten.عصر با هم نشستیم و تاس بازی کردیم (Knobeln).
  • Wer knobelt mit mir um die letzte Kugel Eis?چه کسی با من برای آخرین اسکوپ بستنی تاس بازی می‌کند؟