knochendürr

Aussprache: /ˈknɔxn̩ˌdʏr/
Worttrennung: kno·chen·dürr
صفت

استخوانی، لاغر و استخوانی

Bedeutungen

1

بسیار لاغر و استخوانی؛ به شدت نحیف.

  • Nach der langen Krankheit war er knochendürr.پس از بیماری طولانی، او استخوانی و لاغر بود.
  • Der Wind blies durch die knochendürre Landschaft.باد از میان منظره استخوانی و خشک می‌وزید.
  • Sie ernährte sich fast nur von Gemüse und wurde dadurch knochendürr.او تقریباً فقط سبزیجات می‌خورد و در نتیجه استخوانی و لاغر شد.