knospen

Aussprache: /ˈknɔspn̩/
Wortzerlegung: knos·pen
فعل

جوانه زدن، غنچه دادن

Beispiele

  • Im Frühling ''knospen'' gewöhnlich viele Bäume.در بهار معمولاً بسیاری از درختان «جوانه می‌زنند».

Bedeutungen

1 intransitiv

در مورد گیاهان، جوانه زدن یا غنچه دادن؛ شروع به رشد کردن و شکوفا شدن.

  • Die Bäume beginnen im Frühling zu knospen.درختان در بهار شروع به جوانه زدن می‌کنند.
  • Man kann sehen, wie die ersten Blüten knospen.می‌توان دید که اولین گل‌ها چگونه غنچه می‌دهند.