knotenförmig
گرهمانند، گرهایشکل
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به گره، متورم یا پیچیده در یک نقطه.
- Die Schnur bildete einen knotenförmigen Knoten.طناب یک گره گرهمانند تشکیل داد.
- Er hatte eine knotenförmige Schwellung am Finger.او برجستگی گرهمانندی روی انگشتش داشت.
- Die Wurzeln waren dick und knotenförmig.ریشهها ضخیم و گرهای شکل بودند.