فعل
پنهانی چیزی را خوردن / با صدای آرام غذا خوردن
معانی و تعاریف knuscheln:
- (با محبت) نوازش کردن، بغل کردن، به هم چسبیدن.
جملات نمونه برای knuscheln:
Ich ''knuschel'' heimlich unter meinem Tisch, weil es mein Lehrer nicht sehen darf.
من پنهانی زیر میز خودم یواشکی غذا میخورم چون معلمم نباید ببیند.
Die Katze knuschelt sich an ihren Besitzer.
گربه خودش را به صاحبش میچسباند (نوازش میکند).
Sie knuscheln miteinander auf dem Sofa.
آنها روی مبل با هم نوازش میکنند (بغل میکنند).